3 - معناى قديم
( 1 ) مردى به آزاد نمودن غلامان قديم خود وصيت كرد ، وصى معناى قديم را ندانست ، آن را از حضرت امير - عليه السلام - پرسش نمود . امام فرمود : هر غلامى كه شش ماه در ملك او بوده بايد آزاد شود ، و اين آيه را تلاوت فرمود : «
وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ
؛ براى ماه منزلها مقرر داشتيم ( تا در آخر ماه ) چون چوب خوشه خرماى خشكيده برگردد » . و آبكش خرما پس از شش ماه از چيدن ميوهاش باريك و خميده مىشود « 1 » .
4 - معناى حين
( 2 ) مردى نذر كرده بود « حينى » روزه بگيرد ، حضرت امير - عليه السلام - فرمود :
بايد شش ماه روزه بگيرد به دليل آيهء شريفه : «
تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها
؛ ميوهاش را در هر وقتى به فرمان پروردگارش مىدهد » و آن شش ماه است « 2 » .
5 - معناى شىء
( 3 ) مردى به « شىء » ( چيزى ) از مالش وصيت كرد ، معناى « شىء » را از امام سجاد - عليه السلام - پرسيدند ، آن حضرت فرمود : « شىء » در كتاب على - عليه السلام - يك ششم است « 3 » .
6 - معناى سفله
( 4 ) مردى نزد عمر آمده گفت : همسرم به من گفته « سفله » ( فرومايه ) ، من به او گفتهام اگر سفله باشم تو طلاق هستى . عمر به وى گفت اگر دنبالهرو افراد قصّهگو
هامش
( 1 ) - ارشاد ، مفيد ، ص 118 .
( 2 ) - ارشاد ، مفيد ، ص 118 .
( 3 ) - فروع كافى ، ج 7 ، ص 40 ، حديث 2 .