فصل بيست و سوم قرعه
1 - يك فرزند و سه پدر !
( 1 ) سه نفر با كنيزى « 1 » در يك طهر همبستر شدند ، كنيز فرزند زاييد . هر كدام از آن سه نفر فرزند را از خود مىدانست ، نزاع به نزد حضرت امير - عليه السلام - بردند . آن حضرت مشكل را با قرعه حل نمود . و كودك را به مردى كه قرعه به نامش درآمده بود تسليم كرد و به وى فرمود : به هر كدام از دو نفر ديگر يك سوّم ديه بپردازد .
پيامبر گرامى - صلّى اللّه عليه و آله - از شنيدن اين قضاوت چنان تبسّم نمود كه دندانهاى مباركش نمايان گرديد « 2 » .
2 - اشتباه آزاد و برده
( 2 ) هنگامى كه حضرت امير - عليه السلام - در يمن بود ، چند نفر در اثر ويران شدن
هامش
( 1 ) - مقصود كنيزى است كه ملك آنان بوده ، و در اين خبر اجراى حدّ بر آنان نيامده ليكن اصحاب قائل شدهاند كه بر هر كدام از آنان 3 / 2 حدّ نيز جارى مىشود . با توجه به اخبارى كه در اين خصوص آمده است ( مؤلف ) .
( 2 ) - تهذيب ، ج 8 ، ص 169 ، حديث 15 .