تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
آنان را به زانو درآورده بود . . . اسلام با همگى اين امور بيگانه بود . ازاين‌رو على بن ابى طالب ( ع ) دريافت كه مسئوليت او ( يافتن و ) خشكاندن ريشه‌هاى نافرمانى و انقلاب و بازگرداندن زندگى به صفا و پاكى عهد پيامبر ( ص ) است . پس كار رسيدگى به كارگزاران و واليان به ثروت رسيده را آغاز نمود و پس از مصادره ، دارايىهاى آنان را به بيت‌المال باز گرداند و مقدارى از آن را به امور عام المنفعه اختصاص داد و بسيارى را ميان فقرا و مستمندان و در راه ماندگان تقسيم نمود . همچنين كارگزاران ديگرى انتخاب كرد و نظامى براى نظارت و حسابرسى به آنان وضع نمود . . . و چنانچه از كسى از آنان خطايى مىديد ، به سرعت مواخذه مىكرد . . . على ( ع ) بر خلاف آن‌چه عثمان مىكرد و به ياران و نزديكانش خوش گمان بود ، بيشترين مراقبت و سخت‌گيرى را نسبت به نزديكان و ياران خود به عمل مىآورد . او به يكى از كارگزاران خود نوشت : « اما بعد ، پارسايى پدرت مرا درباره تو فريفت و گمان كردم پيرو پدرت هستى و به راه او مىروى ، ليكن آن‌چه درباره تو به من خبر داده‌اند اين است كه از فرمانبردارى هوايت دست برنمىدارى و ذخيرتى براى آخرتت نمىگذارى . دنياى خود را آبادان مىكنى با ويران‌كردن آخرتت ، و با خويشاوندانت مىپيوندى به قيمت بريدن از دينت . اگر آن‌چه از تو به من رسيده درست باشد ، شتر خويشان و تبار ( ت ) و بند پاى افزار تو از تو بهتر است ، و آن‌كه چون تو باشد در خور آن نيست كه پاسدارى مرزى را تواند يا كارى را به انجام رساند ، يا رتبت او را برافرازند يا در امانتى شريكش سازند . چون اين نامه به تو رسد نزد من بيا ، ان شاء اللّه . » « 1 »
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : نامه 71 به منذر بن جارود .