شدند : دوستى غلو كننده و دشمنى كه بغض مرا در دل كاشت . » « 1 »
بهگونهاى متواتر از ائمه يعنى فرزندان و نوادگان على ( ع ) نقل شده كه غلو از جمله شرك است و هركه بعد از پيامبر ( ص ) نسبت خدايى و پيامبرى به على ( ع ) يا هركدام از فرزندان و غير فرزندانش دهد ، كافر و گمراه است .
به هرروى خطبه البيان داراى آلايهاى صهيونيستى يا آنگونه كه شاعرى كهن گفته شواهدى از آن دارد و از جمله چيزهايى هم كه در آن آمده اين است كه : من برانگيخته بنىاسرائيلم و سر الاسرار . من وجه اللّهام . . . تا پايان آنچه عرش از آن به لرزه مىافتد و هيچ جهان هستى و آسمان و زمينى بدون آن سامان نمىيابد . و اين عبارات تا اندازه دورى به آنچه از تلمود نقل شده ، شباهت دارد كه : « يهود از همان عنصر خدا هستند مانند فرزند كه از عنصر پدرش باشد و هركه به يهودى سيلى زد مانند آن است كه به خداوند سيلى زده باشد . و خداوند دو نوع از حيوانات را براى يهود رام نموده است : دستهاى گنگ مانند چهارپايان و دستهاى از ساير ملتهاى شرق و غرب » .
بدين ترتيب سخن تلمود با خطبه البيان كاملا هم آواست . . . خطبه البيان نيز با آنچه در تورات ، كتاب تثنيه اصحاح ( 7 ) آيه ( 6 ) آمده ، همسخن است كه به ملت اسرائيل مىگويد : و به او گفت : خداوند تو را برگزيد تا ملتى باشى داراتر از تمامى ملتهاى روى زمين » . . . و آيه ديگرى از كتاب مذكور اصحاح ( 10 ) به يهود مىگويد : شما بالاتر از تمامى ملتها هستيد .
من نام كسى كه خطبه البيان را ساخته نمىدانم . . . ( اما مىدانم ) كه اين خطبه به اسرائيليات شبيهتر است .
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : حكمت 117 .