خداوندگارا : چه يافت آنكه تو را گم كرد و چه از كف داد آنكه تو را يافت ؟ . . .
امام ( ع ) مىفرمايد كه خداشناسى نه با استدلال و انديشه نظرى بلكه به نياز و فطرت بدست مىآيد . زيرا استدلال از راه معلوم بر مجهول صورت مىگيرد در حالى كه چيزى آشكارتر و روشنتر از وجود خدا نيست كه بتوان به وسيله آن به وجود ذات مقدسش پى برد .
صوفيه اين معنا را از امام حسين ( ع ) برگرفته و در شرح و تفصيل آن ره به درازا پيمودند و در طرح آن هنرمندى نموده و با روشهاى مختلفى آن را بيان كردند . يكى از آنان گفته است : هيچ چيز نديدم مگر آنكه خدا همراهش بود .
ديگرى نيز مىگويد : جز خدا چيزى نديدم .
اينجا سوالى مطرح مىشود : در شناخت اين نياز ، دانا و نادان باهم يكسان هستند و هيچكس را ياراى انكار آن نيست و مانند آن است كه بگوييم دو از يك بيشتر است . با اين وجود ( چرا ) ايمان به خدا دستخوش حملات فراوانى نه فقط از سوى نادانان بلكه از سوى برخى علما و فلاسفه شده است ؟
پاسخ را نزد امام حسين ( ع ) مىيابيم كه فرمود : چه يافت آنكه تو را گم كرد و چه از كف داد آنكه تو را يافت ؟ يعنى آنكه خدا را نمىبيند توان ديدن حقيقت چيزى را تا آن هنگام كه نسبت به علت پديد آورنده آن نادان باشد ، ندارد . در حقيقت آنچه از دانش و شناخت دارد حتى در ضروريات و بديهيات ، چيزى جز نادانى و پندار نيست . من يقين دارم كه هيچكس از منكران وجود خدا ، به انكار وجودش نپرداختند مگر آنكه از خدا رو برتافتهاند ، اما كسى كه ديده به سوى وى برد بدون شك او را خواهد يافت .
فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى ) — صفحة 443
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٤٤٣