در كتابى موعظه بسيار زيبا و رسايى خواندم كه نويسنده آن را به ابراهيم ادهم نسبت داده بود و من به جهت اهميت اين گفته و تاثيرگذارى آن بر روانهاى بىخبر و دلهاى سنگين ، در كتاب « الآخره و العقل » آن را نقل كردهام . هنگامى كه به نوشتن اين بخش كتاب پرداختم به جستجو و كاوش سخنان امام پرداختم و اين موعظه را در جمله سخنانش يافتم و يقين يافتم كه ابن ادهم آن را از امام حسين ( ع ) گرفته و خدا را به جهت راهنمايى و توفيقش در تصحيح اين خطا سپاس مىگويم و موعظه اين است :
مردى نزد امام حسين ( ع ) آمد و گفت : من مردى سركشم و بر گناه نكردن ناتوان . پس اى فرزند رسول خدا مرا پندى ده .
امام فرمود : پنج كار انجام ده و هرچه خواهى گناه كن .
مرد گفت : اى فرزند رسول خدا ، بازگو .
فرمود : روزى خدا مخور و هرچه خواهى گناه كن .
گفت : چگونه ؟ از كجا خورم ؟ و هرآنچه در وجود است از روزى اوست ؟
دومى را بازگو ؟
فرمود : از زمين خدا برون شو و هرچه خواهى گناه كن .
گفت : اين از آن بزرگتر است . سومى را بازگو .
فرمود : جايى بياب كه خدا تو را در آن نبيند و هرچه خواهى گناه كن .
گفت : چگونه ؟ در حالى كه هيچ پنهانى از وى بدور نيست .
فرمود : چهارم آنكه اگر فرشته مرگ براى ستاندن جانت آمد ، آن را از خود دور كن و هرچه خواهى گناه كن .
مرد پريشان گشت و گفت : پنجمى ماند بلكه از پيشينيانش سبكتر باشد .
فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى ) — صفحة 444
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٤٤٤