و گفت : به خدا كه دلبستگى فرزند ابو طالب به مرگ از دلبستگى كودك به سينه مادرش « 1 » بيشتر است .
و گفت : هزار ضربه شمشير بسى پسنديدهتر است از مرگ در بستر بر نا فرمانى خداوند . « 2 »
براى دلاورى او همين بس كه جبراييل در ميان آسمان و زمين آواز داد : لا سيف إلا ذو الفقار و لا فتى إلا على .
حلم و خويشتندارى
از خويشتندارى او چه بگوييم ؟ ما كه دلهايمان در كين و بدخواهى مىجوشد و هركه از ما دوست دارد گوشت برادر مرده خود را بخورد ؟ از شخصيتى سخن بگوييم كه دشمن خود را در حالى از آب سيراب كرد كه آن دشمن آب را بر او بسته بود ؟ كسى كه از عمرو عاص سختترين دشمنانش و از بسر بن ارطاه و طلحه گذشت در حالى كه به يارى خدا گردنهايشان بر تيغ شمشير وى آرام يافته بودند « 3 » ؟
هامش
( 1 ) - همان دو رويى پيش مىآوريم و براى درهم و دينار دين خود را به اهريمن : خ 5 .
( 2 ) - همان : قصار 123 .
( 3 ) - الاستيعاب : 67 - 64 ، وقعه صفين : 462 چ دوم 1382 ه ، شرح النهج : 1 / 261 و 2 / 301 ، تهذيب ابن عساكر : 3 / 220 ، تاريخ طبرى : 6 / 80 و 4 / 20 ، تاريخ يعقوبى : 2 / 141 ، تاريخ دمشق :
3 / 222 ، نهايه الأرب : 371 ، مروج الذهب بهامش الكامل : 6 / 93 ، الجمهره : 228 و 391 ، اسد الغابه : 3 / 340 و 1 / 180 ، الكامل : 3 / 153 .