اين خبر بزرگ نه يك جنبه بلكه جنبههايى از عظمت را در خود جاى داده و بسيارى از انديشمندان گذشته و حال را به خود مشغول داشته و تا ابد نيز به خود مشغول خواهد داشت . . . پس از كدام جنبه اين شخصيت سخن بگوييم ؟
بلاغت
آيا از بلاغتش ياد كنيم در حالى كه ساعتهاى طولانى بر مغز خود مىكوبيم تا با گردآورى واژهها و چيدن و تركيب آنها ، سخنى درمورد شخصى كه فصاحت را در قريش بنياد گذاشت ، از آن بتراود ؟ كسى كه در بلاغتش گفتهاند : فروتر از سخن آفريننده و فراتر از سخن آفريده است ؟
شايد از اين توصيف بتوانيم به تعريفى فراگير از صفات وى برسيم و بگوييم : قدرت وى فراتر از بندگان و فروتر از خداست و همينطور علم و لطف و ديگر صفات جلال و كمال .
دليرى
چگونه از دلاورى او گوييم در حالى كه ما به صرف گمان و پندار به لرزه مىافتيم ؟ از دليرى كسى كه فرمود : به خدا اگر تمامى عرب براى جنگ با من همداستان شوند از آنان روى نخواهم تافت ؟
و گفت : به خدا پروا ندارم كه من به آستانه مرگ درآيم يا مرگ به آستانم در آيد « 1 » !
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : خ 55 .