او مىنويسد : آنانى كه به على ( ع ) اعتراض مىكنند از او مىخواهند كه ( همانند ) معاويه بن ابى سفيان باشد اما على نمىخواهد جز على كس ديگرى باشد . « 1 »
شكيب ارسلان
سخن فراگير و نهايى در اين باب بر زبان امير شكيب ارسلان جارى شد كه آن را از دهان وى شنيدم و داستان آن اين است :
در سال 1936 يا 37 ، دقيقا به ياد ندارم ، انجمن اصلاح در بيروت همايش بزرگداشتى براى امام ( ع ) برگزار نمود كه شمارى از سخنوران و از جمله شكيب ارسلان در آن به ايراد سخن پرداختند . گوينده همايش وى را اينگونه معرفى نمود : به سخنان امير شكيب گوش فرا مىدهيد كه بدين علت او را امير ناميدهاند كه در آراستگى سخن و بيان به امير شباهت دارد .
شكيب از اين تشبيه به خشم آمد و بر فراز منبر گفت : « به خدا سوگند كه از به دو تولد تا اين ساعت اينكه گوينده مرا به امير مؤمنان على بن ابى طالب ( ع ) تشبيه كرد ، به اين اندازه دچار شرمسارى نشده بودم . به خدا سوگند كه هر آنچه در آسمانها و زمين است جز خدا و پيامبر ( ص ) ، به غبار سم اسب على بن ابى طالب ( ع ) هم شبيه نيست . . . خداوند به نيكوكارى فرمان داد و از بدى نهى كرد و سپس على ( ع ) را آنگونه كه مىخواست آفريد و به مردم فرمود : اين الگوى آرمانى و مثل اعلى است پس او را الگو گيريد » .
هامش
( 1 ) - الامام على صوت العداله الانسانيه : 4 / 584 .