زده و مانند مارگزيدهاى به خود مىپيچيد و مانند اندوهگينى مىگريست « 1 » و مىگفت : ( اى دنيا ، اى دنيا ، از من دور شو ، بر سر را هم قرار گرفته يا شوق من گرفتهاى ؟ زمان تو فرا نرسد ، هيهات ، جز من را فريب ده ، مرا به تو نيازى نيست ، تو را سه بار طلاق دادهام بىبازگشت ! زندگى در تو كوتاه و خطرت در
هامش
( 1 ) - معاويه پس از تسلط بر كوفه و ياران على ( ع ) پليدترين نيرنگها را براى آوردن آنان به شام به كار گرفت . گاهى از آنان دوستانه دعوت مىكرد و گاهى غيرمستقيم با ستم كارگزاران خود باعث رفتن آنان به شام مىشد و بارى نيز به تهديد . سپس آنان را در بزمهاى آكنده از حضار و لهو و طرب خود وارد مىنمود تا با سخن يا تهمتى على را بد گويند و او از اين امر تاييدى بر سياست خود گيرد . از جمله كسانى كه در دام وى اسير گشتند ، ضرار بن ضمره بود كه قدرت ايمان او را واداشت تا امام را با اين سخنان بسيار گران و خطرناك از جنبههاى مختلف ، توصيف كند و غير از سيد رضى در نهج البلاغه ، منابع ديگرى به سخنان وى اشاره كردهاند : شرح النهج :
18 / 224 ، نهج البلاغه صبحى صالح : 480 ، مروج الذهب : 3 / 433 ، حليه الاولياء : 1 / 84 ، كنز الفوائد : 270 ، الاستيعاب : 3 / 42 و 2 / 1108 ، زهر الآداب : 1 / 40 ، تذكره الخواص : 118 و 270 ، تنبيه الخاطر : 70 ، المستطرف : 1 / 137 ، شرح النهج محمد عبده : 4 / 16 ، شرح النهج ملا فتح اللّه : 72 ، شرح النهج ملا صالح : 74 ، شرح النهج ابن ميثم : 69 با اندكى اختلاف ، ارشاد ديلمى : 2 / 218 .
در اينكه وى ضرار بن حمزه يا حمره است و اينكه ضبابى يا ضبايى و صدائى يا سدى است اختلاف نظر وجود دارد : ينابيع الموده : 2 / 188 چ اسوه و منابع پيشين . اما ضبابى درست است : حليه الاولياء : 1 / 84 الرياض النضره : 2 / 12 ، صفوه الصفوه : 1 / 316 ، الاستيعاب : 2 / 1108 ، الاصابه :
3 / 440 ، ذخائر لاعقبى : 100 ، المحاسن و المساوى : 2 / 72 ، مصادر نهج البلاغه : 264 ، فضائل الخمسه : 3 / 27 كه به نقل از حليه الاولياء : 1 / 84 كنانى ذكر كرده ، مطالب السؤول : 33 ، الإتحاف بحب الأشراف : 77 با تحقيق اينجانب ، التهذيب : 7 / 35 ، نور الابصار : 109 ، مناقب اهل البيت شيروانى : 221 ، نظم درر السمطين : 135 ، تاريخ دمشق : 24 / 401 و 63 / 356 ، مناقب كوفى :
2 / 51 ، الفصول المهمه . . . : 1 / 603 به تحقيق اينجانب .