احكام اسلام را به على مىدادند ، او با فضيلتها و قاطعيت و منش والاى خود ، جمهورى كهن و روشهاى ( حكومتى ) ساده آن را جاودان مىنمود . » « 1 » در كتاب ابطال الباطل فضل بن روزبهان اشعرى مسلك آمده است كه : « عمر بن خطاب گفت : اگر على به حكومت رسد ، مردم را به سوى حقى پيش خواهد برد كه ناب آن را نخواهند آورد » . اگر مردم تاب حق را نداشته باشند پس چگونه تاب حكومت بيشاز دهساله خليفه دوم را داشتند ؟ آيا مردم حكومت وى و معاويه را از اينرو تحمل كردند كه ايشان توان تحمل باطل را دارند و حق را برنمىتابند « 2 » ؟
شمر و شبث
شمر بن ذى الجوشن در روز صفين در سپاه امير مومنان ( ع ) بود . نويسنده كتاب سفينه البحار از كتاب المثالب هشام بن سائب نقل مىكند كه مادر شمر از پيش بزچرانى گذشت . بزچران بر وى دست يافت و شمر نتيجه آن هماغوشى بود .
نويسنده سفينه مىگويد : به همين دليل بود كه امام حسين ( ع ) در روز عاشورا به وى گفت : « تو اى فرزند بزچران ، به سوختن ( در دوزخ ) سزاوارترى . » « 3 »
نويسنده سفينه همچنين از ابن حجر صاحب كتاب التقريب نقل مىكند كه گفت : شبث بن ربعى موذن سجاح بود كه دعوى پيامبرى كرد . سپس اسلام آورد و در كشتن عثمان كمك نمود و بعد به سپاه على ( ع ) در صفين پيوست و پس از
هامش
( 1 ) - روح الإسلام : 627 .
( 2 ) - ابطال الباطل كه بهعنوان ردى بر كتاب نهج الحق نگاشته شده است .
( 3 ) - سفينه البحار : 6 / 44 .