از اين پس بود كه فاجعه تفرقه در ميان لشكر امام و نمايش سست حكميت كه همگان بر آن آگاهند ، روى داد . « 1 »
هامش
( 1 ) - شارحان درمورد خوارج و خروج آنان بر على ( ع ) سخن گفته و در احوال آنان بسيار نوشتهاند و كتابهاى فراوانى در اينباره موجود است كه در صورت علاقه مىتوان به اين كتابها و نويسندگان شرحهاى نهج البلاغه مراجعه كرد . اينك قصد داريم موضع امير مومنان را در برابر آنان مورد اشاره قرار دهيم . امام تا آنجا كه در توان داشت سعى مىكرد كه آنان را در هيچ چيز برنيانگيزد و از جمله به آنان گفت : « آيا هنگام بر نيزهكردن قرآنها به شما نگفتم كه معاويه و گروهش اهل قرآن و دين نيستند ؟ بلكه نيرنگ و فريب مىآورند و خود را از گرماى تيغ شمشير دور مىكنند . اما شما به هيچ رضا نداديد مگر توقف جنگ و دست كشيدن از آن و مگر به حكميت و مگر به اشعرى ؟ پس من از بيم فتنه با اكراه پذيرفتم و از ميان دو شر به آسانترين آنها تن دادم . . . نيز بعد از حكميت به شما گفتم كه ما از آن دو پيمان گرفتيم كه از قرآن فراتر نروند ، اما آنان از راهش گم گشتند و حق را وانهادند در حالى كه آن را مىديدند اما هواى ستم داشتند و براهش رفتند : نهج البلاغه : 127 ، البدايه و النهايه : 9 / 339 ، الاحتجاج : 2 / 58 ، الارشاد :
2 / 165 ، انساب الاشراف : 2 / 357 ، الاخبار الطوال : 209 ، تاريخ ابن خلدون : ق 2 / ج 2 / 177 .
آنان به امام گفتند : ما ره خطا پيموديم و كافر گشتيم . تو هم بر خود شهادت ده كه كافر گشتهاى و از خدا توبه خواه چنانكه ما خواستيم . در اين صورت ما با تو هستيم و گرنه ميان ما و تو شمشير حكم خواهد كرد : شرح النهج علامه خوئى : 4 / 126 ، تذكره الخواص : 95 . البته ابن ابى الحديد :
2 / 233 و 238 و 240 اعتقاد دارد كه اصل اين سخن از افراد حروريه خطاب به على ( ع ) است و نه ابن عباس و اصل آن چنين است : اى على ما هنگامى كه به حكميت راضى شديم ، لغزيديم و به خطا رفتيم و بر ما روشن شد كه دچار لغزش و خطا شديم پس به سوى خدا بازگشته و توبه نموديم . اى على پس تو نيز مانند ما برگرد و چون ما توبه كن و گرنه از تو بيزارى مىجوييم . . .
( ينابيع الموده : 2 / 1 - 20 ، وقعه صفين : 517 ، الامامه و السياسه : 1 / 168 ، الكامل : 2 / 404 ) .