كه فتنه جمل با همه پيامدهاى گران آن پيش از آنكه جنگ با على ( ع ) بهعنوان يك شخص باشد ، جنگ با اسلام و پيامبر است ؟
آرى ام المومنين ، بىشك باهوش و زيرك بود و حديث از بر داشت . آرى طلحه و زبير از ياران پيامبر اكرم ( ص ) بودند و در برخى جنگها همراه او بودهاند ، اما آيا هوشيارى و دوستى و از بركردن حديث ، بدون در نظر گرفتن عوامل ديگر ، تنها ملاك فضيلت و بزرگى است ؟ آيا رواست كه بدون توجه به گفتار و كردار هوشمندان و حافظان ( حديث ) به تقديس و بزرگداشت آنان بپردازيم ؟ هيچ چيز زيانبارتر و خطرناكتر از آن نيست كه به انسانى بيشاز آنكه شايسته آن باشد ، اعتماد كنيم .
نتيجه آنكه ، انسان با يك رفتار يا يك صفت از مجموع صفات و رفتار خود سنجيده نمىشود بلكه داورى درمورد وى با سنجش رفتارها و ويژگىهاى وى به مثابه يك كل واحد و حقيقى و غير قابل گسست ، امكانپذير است ، درست مانند زيبايى تن كه با برازندگى همگى اعضا سنجيده مىشود .
چه بسيار كسانى را ديدهايم كه فروتنى نموده و براى رسيدن به اهداف اهريمنى پوستين گوسفند به تن مىكنند و يا دارايىهاى خود را به انگيزه دستيابى به اهداف سوداگرانه صدقه مىدهند . ما مدعى نيستيم كه طلحه و زبير و بانو عايشه با انگيزه رسيدن به منافع شخصى ، در زمان پيامبر ( ص ) ، اسلام آوردند ، بلكه مىگوييم كه نبايد ( تنها ) دوستى آنان با پيامبر ( ص ) را ديده و آشوب جمل و پيامدهاى بد و زيانبار آن ناديده انگاشته شود كه پيشينيان گفتهاند : « الامور بخواتيمها . » « 1 » يعنى كارها به پايان آن سنجيده مىشود . و چه
هامش
( 1 ) - السير الكبير : 1 / 226 ح 285 .