فرمود : خاندان من پناهگاه و رازگاه مناند و انصار ياران محرم اسرارم . پس از گناهكارشان بگذريد و از نيكوكارشان بپذيريد . » « 1 »
من خود كسانى را مىشناسم كه در گفتار ، از ابو سفيان بيزارى مىجويند اما در كردار به شيوه او رفتار مىنمايند : نه تنها از ميدان مبارزه و جهاد در راه حق مىگريزند و با سخنى كوتاه يا اندكى از ايمان ، پيروان آن را يارى نمىكنند ، بلكه دشمنى آنان را به دل گرفته و در صورت شكست آنان شادمان مىشوند .
درست همانگونه كه ابو سفيان از گريختن مسلمانان از پيش پيامبر ( ص ) ابراز شادمانى نمود . اينان گردن و دستان خود را بر غنيمتها هركجا باشد دراز مىنمايند زيرا به دنبال گوسفند و دهش هستند نه پيامبر ( ص ) و خاندانش و چنانچه هم يادى از آنان به ميان آورده و نام آنها را به زبان آورند ، مانند كسانى هستند كه شيخ غزالى گفت : از روده و شكمهاى خود هدايت مىشوند نه از خرد و ايمانشان .
نبردهاى ديگر
آنچه گذشت خلاصهاى از نبردهاى امام على ( ع ) همراه پيامبر ( ص ) بود .
نبردهاى ديگرى هستند كه امام همراه پيامبر ( ص ) در آنها شركت داشت و برخى از قهرمانان مشرك را از پاى درآورد . مانند غزوه بنى نضير و بنى مصطلق و وادى القرى و طائف . مسلمانان در اين نبردها مقاومت چشمگيرى از دشمن نديدند زيرا دشمن بسيار ناتوان بود و در نخستين برخورد تسليم مىگشت . در
هامش
( 1 ) - حديث با الفاظ بسيار ساده و مختلفى نقل شده است : مانند : الفردوس بمأثور الخطاب : 1 / 54 چ اول ، سنن ترمذى : 5 / 373 ح 3994 و 9 / 204 ، الصواعق المحرقه : 151 ، جواهر العقدين : 2 / 176 ، المعجم الكبير : 6 / 80 .