خداوند من و شما خواننده گرامى را از اين گروه سياه پيشانى ، در پناه گيرد و نادانى و بلا و دورويىشان را از من و شما دور گرداند . « 1 »
پيامبر ( ص ) و انصار
پيامبر ( ص ) غنايم جنگ حنين را ميان قريش تقسيم نمود و دهش فراوانى به المولفه قلوبهم مانند ابو سفيان و گروهش كرد . اين كار بر گروهى از انصار گران آمد و با خشم گفتند : رسول خدا قوم خود را يافت و به آنان پيشكشى داد . هنگامى كه سخن آنان به گوش پيامبر ( ص ) رسيد آنان را فراخواند . در جمع انصار به غير از پيامبر ( ص ) و على ( ع ) ، هيچكس ديگر نبود .
« پيامبر ( ص ) به ايشان گفت : درمورد چيزى از شما مىپرسم و پاسخم دهيد .
گفتند : بگو اى رسول خدا .
گفت : آيا گمراه نبوديد و خداوند شما را به وسيله من هدايت نمود ؟ آيا بر لبه پرتگاهى از آتش نبوديد و خداوند به وسيله من شما را نجات داد ؟ آيا اندك نبوديد و به وسيله من شما را افزون كرد ؟ آيا نيازمند نبوديد و به وسيله من شما را بىنياز كرد ؟ آيا دشمن هم نبوديد و به وسيله من دلهايتان را به هم نزديك كرد ؟
هامش
( 1 ) - الفتوح : 2 / 260 الى 265 ، الاخبار الطوال : 206 ، الامامه و السياسه : 1 / 161 الى 163 . شرح حال وى در : اسد الغابه : 1 / 396 ، الاصابه : 1 / 329 ترجمه 1661 القسم الاول : ذو الخويصره مردى سيه چرده و بد بو بود كه پستانهايى همچون زنان داشت و اگر كشيده مىشد به طول يك دست ديگر بود و چنانچه رها مىشد ، مانند پستان زنان به هم مىپيوسته و جمع شده و بالا مىرفت .
روى آن پستانها چند تار مو مانند موهاى گربه وجود داشت . شرح النهج : 2 / 276 تحقيق محمد ابو الفضل ، كشف اليقين : 165 ، نيل الاوطار : 7 / 185 ، البدايه و النهايه : 4 / 362 .