اينان كه در هنگامه ترس گريخته بودند ، در هنگام طمع ورزى پرشمار شدند .
پيامبر ( ص ) هم بهتر ديد كه با آنان به نرمى رفتار نموده و بزرگوارانه و از راه دوستى گذشته آنان را به فراموشى بسپارد . آخر پيامبر ( ص ) چه بايد مىكرد ؟ در دنيا گروههاى فراوانى هستند كه از راه شكم به حق مىگرايند نه از راه خرد .
همانطور كه چهارپايان را با نزديككردن مقدارى يونجه به دهانشان تا درب طويله و پرچين هدايت مىكنند ، اين گروه مردم را نيز روشهايى از فريفتن بايد تا به ايمان خو كرده و به آن تارانده شوند . » « 1 »
ابو سفيان يونجه را خورد اما نه وارد پرچين شد و نه دل به ايمان سپرد و نه به آن تارانده شد . در عوض به همراهى فرزندش معاويه و نوهاش يزيد ، به نيرنگ عليه اسلام و پيامبر ( ص ) و اهل بيتش پرداخته و به تفرقه افكنى ميان مسلمانان و گسستن نيرو و وحدت آنان مشغول گشت .
ام سليم
در نبرد حنين زنى به نام ام سليم همراه پيامبر ( ص ) بود . ابو طلحه يكى از ياران پيامبر ( ص ) وى را در حالى كه خنجرى در دست داشت ، مشاهده كرد . به او گفت : اى ام سليم اين چيست ؟ گفت : اگر مشركى به من نزديك شد با آن شكمش را مىدرم . ابو طلحه به پيامبر ( ص ) گفت : آيا آنچه را ام سليم مىگويد ، نمىشنوى ؟ پيامبر ( ص ) خنديد . ام سليم گفت : اى رسول خدا ، آزادشدگانى را كه از پيش تو گريختند ، با اين خنجر بكشم ؟ پيامبر ( ص ) فرمود : اى ام سليم ، خداوند ما را بىنياز كرده و نيكى نمود . « 2 »
هامش
( 1 ) - فقه السيره : 297 و پس از آن .
( 2 ) - تفسير قرطبى : 8 / 98 ، الثقات : 2 / 71 .