عبد اللّه بن عمرو پدر جابر انصارى تلاش نمود آنان را از عزم خود باز دارد و پيش پيامبر ( ص ) باز گرداند . او از جمله به آنان گفت : اى قوم ، خدا را به ياد شما مىآورم كه قوم و پيامبرتان را ترك نكرده و تنها مگذاريد . اما آنان سخن وى را نپذيرفتند . « 1 »
جنگ
پيامبر ( ص ) نقشه جنگ را طراحى كرد و تيراندازان را كه شمارشان پنجاه تن بود بر كوهى پشت سپاه مسلمانان قرار داد و عبد اللّه بن جبير را فرمانده آنان قرار داده و به آنان فرمود : شما از پشت سر ما را پشتيبانى كنيد و جاى خود را ترك نكنيد . اگر ديديد داريم كشته مىشويم ، به كمك ما نشتابيد اگر هم ديديد غنيمت مىگيريم ، با ما شريك نشويد . « 2 »
هامش
بود كه عبد اللّه بن ابى بن سلول با سيصد منافق بازگشت بعد از آنكه گفت : - پيامبر ( ص ) - حرفم را نشنيد و دنبال بچه سالان رفت . تاريخ الاسلام السياسى به نقل از طبرى : 4 / 226 - 282 . ابن قتيبه در معارف : 159 نقل مىكند كه ابن ابى گفت : به خدا سوگند نمىدانيم از چه رو خود را به كشتن مىدهيم .
( 1 ) - البدايه و النهايه : 1 / 16 ، سيره ابن هشام : 3 / 584 ، سيره ابن كثير : 1 / 434 ، الدر المنثور : 2 / 94 ، عيون الاثر ابن سيد الناس : 1 / 407 .
( 2 ) - پيامبر ( ص ) احد را پشت به سپاهيانش قرار داد در حالى كه مشركان روبروى آن بودند . علم آنها به دست طلحه بن ابى طلحه بود كه كبش كتيبه ( فرمانده لشكر ) ناميده مىشد . ( طبرى : 2 / 187 ، ابن اثير : 2 / 150 ، المغازى : 1 / 48 و 208 چ ديگر چ آكسفورد ، امتاع الاسماع : 74 و 113 و 118 .
پيامبر ( ص ) يارانش را به صف كرد و تيراندازان را پشت سپاه در دهانه دره كوه احد قرار دارد . تعداد اين تيراندازان 50 تن بود فرماندهى آنان به عبد اللّه بن جبير يا بنا به قولى به