هامش
حق يافتيد ؟ من آنچه را پروردگارم وعده داده بود حق يافتم . پس گروهى از ياران به وى گفتند : آيا با گروهى مرده سخن مىگويى ؟ فرمود : شما شنواتر از آنان بر گفتارم نيستيد اما توان پاسخ به من را ندارند . سپس پيامبر ( ص ) درمورد خوشرفتارى با اسيران رهنمود داد .
الكامل ابن اثير : 2 / 129 ، صحيح بخارى : 2 / 101 ، فتح البارى : 7 / 235 ، مقدمه فتح البارى : 267 ، مسند ابن راهويه : 2 / 573 ، مسند احمد : 2 / 131 و : 6 / 276 ، المصنف : 14 / 379 ، دلائل النبوه :
2 / 332 و 339 ، المغازى واقدى : 1 / 112 ، منتخب مسند عبد بن حميد : 246 ح 762 ، صحيح ابن حيان : 15 / 562 ، كنز العمال : 10 / 377 ح 29875 - 29877 ، الثقات : 1 / 175 ، اسد الغابه : 2 / 382 ، الاصابه : 3 / 195 ح 3644 ، البدايه و النهايه : 1 / 158 و : 3 / 357 ، سيره ابن هشام :
2 / 280 ، السيره الحلبيه : 2 / 190 ، تاريخ طبرى : 2 / 155 ، المعجم الصغير : 2 / 113 ، المعجم الكبير :
7 / 165 و : 10 / 160 ح 10320 ، شرح النهج : 14 / 178 .
جابر مىگويد : امام على ( ع ) نعلين به پا كرده و ازار خود بر دوش افكند و باهم براى ديد و بازديد خارج شديم . در راه امام ( ع ) ما را به جبانه - محلهاى در كوفه - برد و بر اهل قبور سلام كرد ، پس من سروصدا و فريادهايى شنيدم و گفتم : اى امير مومنان اين چيست ؟ فرمود : اينان كسانى هستند كه ديروز با ما بودند و امروز تركمان كردند . از احوال ايشان مىپرسى ؟ همانا اينان برادرانى هستند كه به ديدار هم نمىروند و دوستانى هستند كه به عيادت هم نمىشتابند . سپس نعلين خود را بدر آورده و آرنجهاى خود نماياند و گفت : اى جابر از دنياى نابود شونده خود توشه به جهان باقى فرستيد ، و از زندگى به مرگتان و از تندرستى به بيماريتان و از توانمندى به بينوايىتان . امروز شما در خانههايتان هستيد و فردا در گورهايتان . و ( مقصد همه ) به سوى خداست . سپس اينگونه سرود :سلام على اهل القبور الدوارس * كانهم لم يجلسوا فى المجالس
لم يشربوا من بارد الماء شربه * و لم يأكلوا ما بين رطب و يابس
الا فاخبرونى اين قبر ذليلكم * و قبر العزيز الباذخ المتنافسسلام بر اهل گورهاى از بين رفته كه پندارى در مجلسى ننشستند