تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
عمار اين رجز را برگرفته و تكرار مىنمود . اين كار بر برخى صحابه گران آمد و به عمار زخم زبان‌هايى زدند كه تاب نياورد و گفت : اى رسول خدا مرا كشتند ، چيزى را به من نسبت مىدهند كه خود تاب آن ندارند . پيامبر ( ص ) با دست خود غبار از موهاى عمار گرفت و در همان حال فرمود : واى بر فرزند سميه ، اين‌ها كشنده تو نيستند بلكه اين گروه منحرف و گمراهند كه تو را خواهد كشت . . . آنها را چه به عمار در حالى كه به بهشت مىخواندشان و آنان او را به جهنم دعوت كنند « 1 » ؟
هامش
( 1 ) - او ابو اليقظان عمار بن ياسر بن عامر بن مالك بن كنانه بن قيس بن الحصين بن الوذيم از بنى ثعلبه است . مادرش سميه است . هم پيمان بنى مخزوم بود و همراه پدرش از نخستين اسلام آورانند . ياسر جزو هفت تنى است كه اسلام خود را آشكار كردند و پدر و مادرش بر اثر شكنجه‌هاى قريش كه اسلامشان را نمىپسنديد ، به شهادت رسيدند . روايت‌هاى صحيح از پيامبر ( ص ) در ستايش وى آمده كه از آن جمله است : « عمار آكنده است از ايمان تا مغز استخوانش » . بنگر : صحيح بخارى : كتاب الصلاة ، باب التعاون فى بناء المساجد و : 1 / 122 ، صحيح مسلم : 4 / 2235 ، صحيح ترمذى : 5 / 669 ، مسند احمد : 2 / 161 و 164 و : 4 / 197 و 6 / 289 ، مسند طيالسى : 3 / 90 ، حلية الاولياء : 4 / 112 ، تاريخ بغداد : 13 / 186 و : 5 / 315 و 7 / 414 ، الاستيعاب : 1 / 157 ، مسند احمد : 5 / 214 ، تاريخ طبرى : 3 / 316 ، الموضع خطيب : 1 / 277 ، ايضا : روايات ساخته طبرى : 1 / 3095 - 96 ، الموضع : 1 / 275 ، ابن عساكر در شرح حال خزيمه به سندش از سيف نسخه خطى كتابخانه ظاهريه دمشق : 5 شماره 337 ورق 302 - 3 ، و مقايسه شود با روايت يعقوبى در تاريخش : 2 / 178 ، مروج الذهب : 2 / 366 ، الفتوح : 2 / 289 ، تاريخ الاسلام ذهبى : 2 / 171 احاديث ديگرى نيز موجود است . آيه 106 سوره نحل درمورد وى نازل شده : آن‌كس كه بعد از ايمان آوردن به خدا كفر ورزد مگر آن‌كه با اكراه اين كار را كرد ولى قلبش به ايمان مطمئن است . تفسير طبرى و قرطبى و ابن كثير و سيوطى ذيل آيه و : طبقات : 3 / 178 ، المستدرك : 3 / 178