تازگىاش را باز بخشيد و خطرى را كه بر آن چنگ انداخته بود ، نابود ساخت .
( 1 ) « ماربين » فيلسوف آلمانى مىگويد : « انسان با وجدان ، هرگاه در اوضاع آن روزگار و چگونگى موفقيت بنى اميه در اهدافشان و دستيابى آنان بر همهء طبقات مردم و نيز تزلزل مسلمين . . . دقت كند ، براى او شكى نمىماند كه حسين عليه السّلام با كشته شدنش ، دين جدّش و قوانين اسلام را زنده كرد ؛ زيرا اگر آن واقعه پيش نمىآمد و آن احساسات صادقانه در ميان مسلمين پيدا نمىشد . . . و اگر كشته شدن حسين عليه السّلام نبود ، قطعا اسلام بر آنچه اينك هست ، نمىبود بلكه ممكن بود آثار و قوانينش نابود شود ؛ زيرا در آن عصر ، اسلام تازه در صحنهء گيتى ظهور كرده بود » .
( 2 ) همين پيروزى براى حضرت حسين عليه السّلام در شهادتش ، كافى است كه اسلام را زنده كرد و با خون خود ، فداى آن شد . امام زين العابدين عليه السّلام هنگامى كه طلحة بن عبد اللّه از او پرسيد پيروز كيست ؟ به اين نكته اشاره نمود و به او فرمود :
« هرگاه وقت نماز فرا رسد ، اذان بگو و اقامه بپادار ، پيروز را مىشناسى » « 1 » .
( 3 ) حضرت حسين عليه السّلام خود پيروزمند و غالب بود ؛ زيرا به اسلام ، زندگى و شادابىاش را بازگرداند ، بنابراين ، وى مجدّد بود ، شايد رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله اين جنبه را در نظر داشت كه فرمود : « حسين از من است و من از حسين هستم » .
زيرا اگر فداكارى حضرت حسين عليه السّلام نبود ، همهء تلاشهاى حضرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و آن خير ، بركت و رحمتى كه براى مردم آورده بود ، از بين مىرفت ؛
هامش
( 1 ) شيخ طوسى ، امالى ص 677 ، ح 1432 .