تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
( 1 )

سخن تفتازانى

« تفتازانى » گفته است : « متفق گشته‌اند بر جايز بودن لعنت نمودن كسى كه حسين را كشته يا به آن دستور داده يا آن را جايز شمرده و به آن راضى بوده باشد . . . و حق اين است كه راضى شدن يزيد به كشته شدن حسين و شاد شدن وى به آن و اهانتش نسبت به اهل بيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مطلبى است كه به تواتر معنوى رسيده ، هر چند تفصيل آن از آحاد اخبار باشد و ما در مورد او بلكه در كفر وى درنگ نمىكنيم كه لعنت خداوند بر او و بر ياران و اعوانش باد ! » « 1 » . ( 2 )

نظر يافعى

« علامهء يافعى » مىگويد : « حكم كسى كه حسين را كشته يا فرمان به قتل وى داده اين است كه وى كافر است و هر كس آن را حلال شمارد نيز كافر مىباشد » « 2 » . ( 3 )

نظر احمد بن حنبل

« احمد بن حنبل » به خوددارى از لعنت نمودن يزيد فتوا داده است ! « ابو طالب » مىگويد : از احمد در مورد كسى كه يزيد بن معاويه را ناسزا گويد پرسيدم ، گفت : در اين موضوع سخن مگوى ، پيغمبر گفته است : « لعنت كردن مؤمن ، همانند كشتن اوست « 3 » » . ( 4 ) عجيب اين است كه در اين فتوا ، مدرك را حديث نبوى قرار داده ، در
هامش
( 1 ) شذرات الذهب 1 / 68 . ( 2 ) همان ، ص 69 . ( 3 ) شمس الدين حنبلى ، الآداب الشرعية و المنح المرعية 1 / 206 .