حسين عليه السّلام شد « 1 » و تعصب كور ، او را به اين گفتار ناسازگار يا بديهيات كشاند كه فرزند مرجانه ، تنها ابزارى بوده بدون اينكه انديشه يا ارادهاى در كشتن حضرت حسين عليه السّلام داشته باشد و به « مسافر بن شريح لشكرى » گفته است : در جريان كشتن حسين ، اين يزيد بود كه به من كشتن وى يا مرگ خودم را عرضه داشت ، من كشتن او را برگزيدم . « 2 » ابن زياد به كشتن حضرت حسين عليه السّلام اقدام نكرد ، مگر پس از آنكه يزيد او را به كشتن ، تهديد نمود اگر از وى فرمان نمىبرد .
( 1 )
5 - انيس زكريا
« انيس زكريا نصولى » ، با حرارت از يزيد دفاع نموده و گفته است : « بدون شك ، يزيد اصلا به كشتن حسين نينديشيد و آرزو نداشت كه مسألهء علوى تا اين حد بزرگ شود و اين نقش هولناك را ايفا نمايد و ابن زياد به كشتن وى اقدام كند ! » « 3 » .
( 2 )
6 - دكتر نجار
از جمله كسانى كه يزيد را منزه دانستهاند ، « دكتر محمد نجار » است كه مىگويد : « يزيد بن معاويه چيزى از اين گناه - يعنى گناه كشتن حضرت حسين - را متحمل نمىشود ؛ زيرا به رغم اينكه تاريخش آغشته به سياهى است ، ولى وى - بر حسب ظاهر - از تهمت تشويق به كشتن حسين ، مبرّا مىباشد ! ! » « 4 » .
هامش
( 1 ) الفتاوى الحديثة ، ص 193 .
( 2 ) ابن اثير ، تاريخ 4 / 140 .
( 3 ) الدولة الاموية فى الشام ، ص 58 .
( 4 ) الدولة الاموية فى الشرق ، ص 104 .