گفت تا او را بيرون ببرند . ما متن گفتارش را در مباحث پيشين ، بيان كرديم .
( 1 ) ب - عاتكه دختر يزيد : دختر يزيد « عاتكه » هنگامى كه سر امام را نزد خانواده و زنان خود برد بر او اعتراض كرد ، عاتكه آن سر را گرفت و معطّر ساخت و گفت : « سر عموى من مىباشد » . ما سخنش را در مباحث قبلى ، بيان كرديم .
( 2 ) ج - هند : همسر يزيد ، « هند » دختر عمرو ، بر او اعتراض كرد ، زيرا وى پريشانحال به سوى مجلس او شتافت و صدايش را بلند نمود : « سر فرزند دخت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر در خانهء ماست ! ! » .
آن ستمگر به سوى وى شتافت و حجاب بر سرش نهاد و به او گفت : « اى هند ! بر او شيون كن كه وى فقيد بنى هاشم است و ابن زياد بر او تعجيل نمود « 1 » » .
( 3 )
10 - معاويه پسر يزيد
« معاويه » بر پدرش يزيد انتقاد كرد و جد خود معاويه را مورد سرزنش قرار داد . وى خلافت را نپذيرفت و نسبت به حكومت كردن ، بىتوجه شد ، در ميان مردم شام سخن گفت و جد و پدر خود را محكوم نموده ، اظهار داشت :
( 4 ) « جدّ من معاويه در كار خلافت با كسى درافتاد كه براى نزديكىاش به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و اقدامات گذشته و سابقهاش ، به اين امر شايستهتر از او بود ، وى در ارزش ، از مهاجران عظيمتر و نخستين فرد آنان در ايمان بود ، عموزادهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و همسر دخترش كه او را براى وى به همسرى برگزيد و دخترش را براى او به همسرى انتخاب كرد ، باقيماندهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خاتم پيامبران هستند ، پس
هامش
( 1 ) خوارزمى ، مقتل 2 / 74 .