عبد الرحمن گفته است : « ميان من و حضرت داود ، هفتاد پدر وجود دارد ، يهوديان مرا بزرگ مىشمارند و محترم مىدارند ، در حالى كه شما فرزند دختر پيامبرتان را كشتهايد « 1 » » .
( 1 )
5 - واثلة بن اسقع
هنگامى كه سر امام را به شام بردند ، « واثلة بن اسقع صحابى » در آنجا بود و به شدت خشمگين شد ، پس با مردى از اهل شام روبهرو شد و چنين گفت :
« من پيوسته على ، حسن ، حسين و فاطمه را براى ابد دوست مىدارم ، پس از آنكه شنيدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دربارهء آنان گفت آنچه را كه گفت » .
- « رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دربارهء آنان چه گفت ؟ » .
- « نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رفتم در حالى كه در منزل ام سلمه بود ، پس حضرت حسن آمد و او را بر ران راستش نشاند و حضرت حسين آمد و او را بر ران چپش نشاند و او را بوسيد سپس ، حضرت فاطمه آمد كه او را روبهروى خود نشاند . پس از آن ، على را فراخواند و آمد و بر آنان رواندازى خيبرى گذاشت ، گويى كه به آن مىنگرم ، سپس گفت : همانا خداوند اراده كرده است كه پليدى را از شما اهل بيت ، دور كند و پاك گرداند « 2 » » .
( 2 )
6 - ابن عباس
از سرسختترين انتقاد كنندگان از يزيد ، « عبد اللّه بن عباس » بود ، يزيد به
هامش
( 1 ) الصراط السوى فى مناقب آل النبى ، ص 90 . جواهر المطالب فى مناقب الامام على بن ابى طالب ، ص 2 / 274 .
( 2 ) عبد اللّه بن احمد بن حنبل ، فضائل امام امير المؤمنين عليه السّلام ص 2 / 672 - 673 .