حضرت على بن الحسين گفت : موى ، پوست ، گوشت ، خون ، مغز و استخوان من ، اين را گواهى مىدهد .
وقتى كه مؤذّن گفت : « اشهد ان محمدا رسول اللّه » .
( 1 ) حضرت على بن الحسين عليه السّلام روى به يزيد كرد و گفت : « اى يزيد ! اين محمد ، جدّ من است يا جدّ تو ؟ اگر ادعا كنى كه جدّ تو است ، دروغ گفتهاى و اگر بگويى جدّ من است ، پس چرا عترت او را كشتهاى ؟ » . « 1 »
( 2 ) يزيد از سخن ، بازماند و از پاسخ دادن ناتوان شد ، براى اهل شام ، معلوم گرديد كه آنان غرق در جهالت و گمراهى شده بودند و حكومت اموى ، براى گمراهى و بدبختى آنان كوشيده است .
( 3 ) امام در خطبهء خود ، تنها به معرفى خانواده و شخص خود پرداخت و به چيز ديگرى اشارهاى ننمود ، اين يكى از برجستهترين ، دقيقترين و عميقترين نكتهسنجيها بوده ؛ زيرا اجتماع شام ، چيزى دربارهء اهل بيت نمىدانست و حكومت ، هر چيزى در مورد آنان را پنهان ساخته و مردم را با وفادارى نسبت به بنى اميّه و كينهتوزى نسبت به اهل بيت ، تغذيه كرده بود .
( 4 )
بازتاب خطبهء امام سجاد عليه السّلام
خطبهء امام عليه السّلام تأثير فراوانى در محافل شام نمود ، آنان به يكديگر نگاه مىكردند و محرمانه از ناكامى و زيانكارى خود ، سخن مىگفتند تا آنجا كه رابطهء آنان با يزيد ، دگرگون شد « 2 » و او را با نگاه تحقير و پستى ، مىنگريستند .
هامش
( 1 ) خوارزمى ، مقتل ، ص 69 - 71 .
( 2 ) جوهرة الكلام فى مدح السادة الاعلام ، ص 128 .