تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
بودند » « 1 » . ( 1 ) آن اجتماع كه بر دشمنى اهل بيت ، پرورش يافته بود ، انواع سرور و شادمانى را نسبت به كشتن و اسارت خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، آشكار نموده بود . سر با عظمت را در ميان هاله‌اى از تهليل و تكبير به خاطر آن پيروزى كه نوهء ابو سفيان به دست آورده بود ، آوردند ، « خالد بن صفوان يا غفران » هنگام آوردن سر امام ، در دمشق بود و اندوه فراوان و گريهء خود را آشكار كرد و خود را از مردم پنهان نمود تا مبادا جاسوسان بنى اميّه او را دستگير كنند ، در حالى كه مىگفت :
جاءوا برأسك يا بن بنت محمد * مترملا بدمائه ترميلا و كأنما بك يا بن بنت محمد * قتلوا جهارا عامدين رسولا قتلوك عطشانا و لم يترقبوا * فى قتلك التأويل و التنزيلا و يكبرون بأن قتلت و انّما * قتلوا بك التكبير و التهليلا « 2 »
« سر تو را اى فرزند دختر محمد ! آغشته به خون خود آوردند » . « گويى با كشتن تو اى فرزند دخت محمد ! آشكارا و عمدا پيامبرى را كشته‌اند » . « تو را تشنه به قتل رساندند و در كشتن تو ، تأويل و تنزيل را رعايت ننمودند » . « از اينكه كشته‌شده‌اى ، تكبير مىگويند ، در حالى كه با كشتن تو ، تهليل و تكبير را كشته‌اند » . ( 2 ) « سهل بن سعد » مىگويد : به سوى بيت المقدس خارج شدم تا اينكه به
هامش
( 1 ) حجة السعادة فى حجة الشهادة . ( 2 ) جواهر المطالب 2 / 305 .
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 442 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى