بودند » « 1 » .
( 1 ) آن اجتماع كه بر دشمنى اهل بيت ، پرورش يافته بود ، انواع سرور و شادمانى را نسبت به كشتن و اسارت خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، آشكار نموده بود . سر با عظمت را در ميان هالهاى از تهليل و تكبير به خاطر آن پيروزى كه نوهء ابو سفيان به دست آورده بود ، آوردند ، « خالد بن صفوان يا غفران » هنگام آوردن سر امام ، در دمشق بود و اندوه فراوان و گريهء خود را آشكار كرد و خود را از مردم پنهان نمود تا مبادا جاسوسان بنى اميّه او را دستگير كنند ، در حالى كه مىگفت :
جاءوا برأسك يا بن بنت محمد * مترملا بدمائه ترميلا
و كأنما بك يا بن بنت محمد * قتلوا جهارا عامدين رسولا
قتلوك عطشانا و لم يترقبوا * فى قتلك التأويل و التنزيلا
و يكبرون بأن قتلت و انّما * قتلوا بك التكبير و التهليلا « 2 »
« سر تو را اى فرزند دختر محمد ! آغشته به خون خود آوردند » .
« گويى با كشتن تو اى فرزند دخت محمد ! آشكارا و عمدا پيامبرى را كشتهاند » .
« تو را تشنه به قتل رساندند و در كشتن تو ، تأويل و تنزيل را رعايت ننمودند » .
« از اينكه كشتهشدهاى ، تكبير مىگويند ، در حالى كه با كشتن تو ، تهليل و تكبير را كشتهاند » .
( 2 ) « سهل بن سعد » مىگويد : به سوى بيت المقدس خارج شدم تا اينكه به
هامش
( 1 ) حجة السعادة فى حجة الشهادة .
( 2 ) جواهر المطالب 2 / 305 .