تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
كاروان ، همچنان به راه خود ادامه مىداد و به چيزى توجه نمىكرد تا اينكه به نزديك دمشق رسيد ، در آنجا نگاه داشته شد تا شهر را با نشانه‌هاى غرور و شادى ، آذين ببندند . ( 1 )

آذين‌بندى شام

حكومت دمشق ، به ادارات رسمى و غير رسمى و اماكن عمومى و خصوصى ، دستور داد تا براى پيروزىاى كه در قتل ريحانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و اسير كردن ذريّهء آن حضرت به دست آورده‌اند ، آذين‌بندى و شادمانى كنند . ( 2 ) يكى از مورخان ، آن آذين‌بندى را چنين توصيف مىنمايد : هنگامى كه آنان ( يعنى اسراى اهل بيت ) به چهار فرسنگى دمشق رسيدند ، مردم شام ، در حالى كه سكه و نقل ، پخش مىكردند ، شادمانه از آنان استقبال كردند تا اينكه آنان را به نزديك دمشق رساندند . آنان را سه روز از وارد شدن نگهداشته ، در آن محل محبوس ساختند تا آذين‌بندى شام ، فراهم آيد ، آن را با زر ، زيور ، حرير ديباج ، نقره ، طلا و انواع جواهر به گونه‌اى آراستند كه نه پيش از آن كسى همانند آن را ديده بود و نه پس از آن ، سپس ، مردان ، زنان ، خرد و كلان ، وزرا ، امرا ، يهوديان ، زردشتيان ، مسيحيان و ديگر ملل براى تماشا خارج شدند در حالى كه طبلها ، دفها ، بوقها ، كرناها و ديگر وسايل لهو و طرب به همراه داشته ، چشمان خود را سرمه زده و دستهايشان را خضاب كرده ، گران‌ترين لباسها را به تن نموده و به بهترين صورت ، خود را آراسته بودند كه بينندگان ، مراسمى بزرگتر و جشنى پرازدحامتر از آن نديده تا آنجا كه گويى همهء مردم در پهنهء دمشق ، فراهم آمده