تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
( 1 )

بخشيدن ابن معقل

« ابن معقل » از كسانى بود كه در قيام « ابن عفيف » شركت داشت . او را تحت الحفظ ، نزد ابن زياد آوردند ، وى او را بخشيد و به او گفت : ما تو را براى عموزاده‌ات « سفيان بن عوف » واگذاشتيم كه وى از تو بهتر است . « 1 » ( 2 )

دستگيرى جندب

ابن زياد ستمگر ، دستور دستگيرى « جندب بن عبد اللّه ازدى » را صادر كرد . وى از خاندان « عبد اللّه بن عفيف » و از نيكان شيعه و از ياران امام امير المؤمنين عليه السّلام بود . مأموران ، او را تحت الحفظ آوردند و هنگامى كه نزد وى حاضر شد ، ابن زياد بر او فرياد كشيد : « آيا تو يار ابو تراب در صفين نبودى ؟ » . آن قهرمان بزرگ ، اعتنايى به وى نكرد و به او گفت : « آرى ، من او را دوست دارم و به او افتخار مىكنم و از تو و پدرت متنفر هستم ، خصوصا اينك كه سبط رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و ياران و خانواده‌اش را كشته‌اى و از خداوند با عزت ، قدرتمند و انتقام‌گيرنده ، نترسيدى . . . » . ( 3 ) ابن مرجانه به خشم آمد و به وى گفت : « تو از آن كور ( يعنى ابن عفيف ) كم‌حياتر هستى و من خود را نمىبينم جز اينكه با كشتن تو به خداوند تقرّب جويم » . - « در آن صورت خداوند تو را قربت ندهد » . آن ستمگر ، از خاندانش ترسيد و او را رها كرد و گفت : « او پيرمردى است
هامش
( 1 ) همان .