تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
حركت كردند در حالى كه پرچمهاى آنان ، سرهاى عترت پاكى بود كه براى احقاق حق و استوار ساختن پايه‌هاى عدالت ، بپاخاسته بودند . آنان زنان و خواهران حضرت حسين عليه السّلام و زنان اصحاب را با خود بردند كه به غير از كودكان ، بيست زن بودند . « 1 » آنان را بر شترانى بدون پوشش سوار كرده بردند آن‌گونه كه اسيران ترك و ديلم را مىبرند و براى اينكه بيشتر به آنان رنج دهند ، بر جنازه‌هاى كشتگان اهل بيت ، عبورشان دادند ، در حالى كه اعراب جاهلى از عبور دادن زنان بر كشتگانشان خوددارى مىورزيدند ؛ چرا كه سپاه ابن سعد به هيچ‌گونه اخلاقى پايبند نبود و هيچ‌گونه عاطفه انسانى نداشت . ( 1 ) هنگامى كه بانوان نبوّت ، به جنازه‌هاى كشتگان از اهل بيت نظر افكندند ، صداى خود را به گريه بلند كردند ، حضرت زينب عليها السّلام نوهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با صدايى كه دلها را مىسوزاند ، فرياد كشيد : « واى اى محمد ! اين حسين است كه در بيابان آغشته به خون افتاده و اندامهايش قطعه‌قطعه گشته و اين دختران تو در اسارتند و ذرّيهء تو كشته شده‌اند » « 2 » . آن قوم ، بهت‌زده و خاموش شدند و چشمانشان پر از اشك گشت و دشمن و دوست ، گريست « 3 » . ( 2 )

بىتابى امام زين العابدين عليه السّلام

امام زين العابدين عليه السّلام وقتى جنازهء پدر و جنازه‌هاى اهل بيت و يارانش را در بيابان افتاده ديد كه هيچ كس براى خاكسپارى آنان نمىشتابد ، به شدت
هامش
( 1 ) مقرم ، مقتل ، ص 305 . ( 2 ) مقريزى ، خطط 2 / 289 البداية و النهاية . 8 / 193 . ( 3 ) جواهر المطالب فى مناقب الامام على بن ابى طالب عليه السّلام ، 2 / 291 .