مردم كوفه را مخاطب قرار داده بود ، گفت : « اى گروه عرب ! شما پس از امروز ، بردگانى خواهيد بود ، فرزند فاطمه را كشتهايد و فرزند مرجانه را به حكومت رساندهايد ، او نيكان شما را مىكشد و بدانتان را به بردگى مىكشاند ، پس دور باد آنكه به خوارى و ننگ ، خرسند باشد » « 1 » .
( 1 ) وقتى ابن زياد از بازى با سر ريحانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فراغت يافت ، به كاهن كافرى ، روى كرد گفت : برخيز و . . . خود را بر سر دشمنت بگذار . آن كاهن نيز چنان كرد « 2 » . ابن زياد با اهل بيت ، كارى كرد كه هيچ كافرى در روى زمين نكرده است ؛ زيرا وى ، همهء ارزشها و مقدسات را مورد توهين قرار داد و هر آنچه را كه خداوند تحريم كرده است ، مباح دانست .
( 2 )
بازگشت نيروهاى مسلّح
نيروهاى مسلّح ، روز يازدهم محرم را در كربلا ماندند و لاشههاى كشتگان خود را با احترام و تعظيم ، به خاك سپردند و براى آنان دريچهاى از چركابهء جهنم گشودند كه داغى آن ، فزونى مىيابد و آتش آن ، خاموش نمىشود و آتش ، چهرههايشان را مىسوزاند و در حالى كه آنان در چهرهء درهم كشيده باشند .
( 3 ) اما بدن امام بزرگوار و بدنهاى پاك اهل بيت و يارانش را عمدا بر دشت كربلا رها كردند تا بادها بر آنها بوزند ، نه غسل داده و نه كفن گشته بودند .
( 4 ) ابن سعد ، به « حميد بن بكر احمرى » دستور داد تا بانگ حركت به سوى كوفه در ميان لشكريان سر دهد . « 3 » نيروهاى ابن سعد ، بعد از ظهر از كربلا
هامش
( 1 ) مرآة الزمان فى تواريخ الاعيان ، ص 97 . الصراط السوى فى مناقب آل النبى ، ص 87 .
انساب الاشراف 3 / 412 - 413 ، المناقب و المثالب .
( 2 ) مرآة الزمان فى تواريخ الاعيان ، ص 97 .
( 3 ) انساب الاشراف 3 / 411 .