و دور بودنشان از همهء عواطف انسانى را اعلام نمودند .
آنان بدن امامى را لگدمال كردند كه در كنار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تربيت شده و گوشت وى از گوشت على و فاطمه روييده و پيامبر دربارهء او فرموده بود :
« حسين از من است و من از حسينم ، خداوند دوست بدارد هر كس را كه حسين را دوست مىدارد » .
آنان ، بدنى را لگدمال كردند كه در برابر تجاوزگران و ستمكاران قيام كرد و مىخواست ستم را نابود سازد و عدالت را آنگونه كه خداوند دستور داده است ، در زمين آشكار كند .
( 1 )
حضرت زينب عليها السّلام در برابر پيكر با عظمت امام حسين عليه السّلام
نوهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و دخت امير المؤمنين عليه السّلام حضرت زينب عليها السّلام در كنار جسد برادر بزرگوارش - كه شمشيرها آن را پارهپاره نموده بودند - ايستاد و نگاهى طولانى به آن انداخت ، آنگاه ، نگاهش را به سوى آسمان بالا برد و با سوز دل ، دعا كرد و گفت : « خداوندا ! اين قربانى را بپذير » « 1 » .
انسانيّت ، در برابر اين ايمان كه راز جاودانگى فداكارى حسين است ، سر تعظيم و خضوع فرود مىآورد .
( 2 ) قهرمان كربلا ، بار آن محنت سخت را تحمل كرد و جام آن مصيبتها را جرعهجرعه نوشيد و پاداش را نزد خداوند منظور داشت ، در حالى كه با خشوع در برابر خداوند درخواست مىكند كه آن قربانى را بپذيرد ، كدام شكيبايى مىتواند با اين صبر ، همانند باشد ؟
هامش
( 1 ) مقرم ، مقتل الحسين ، ص 307 .