تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
آن را بربايد » « 1 » . آنان به غارت خيمه‌گاه شتافتند ، شمر ، بر اثاثيهء حضرت حسين عليه السّلام حمله برد تا آنها را غارت كند كه مقدارى طلا يافت و آن را ربود و مقدارى از آن را به دخترش داد تا آن براى خود زيورى بسازد . هنگامى آن را نزد زرگر برد ، او همين كه آن را وارد آتش كرد ، دود شد و به هوا رفت . « 2 » ( 1 ) همچنين ، زنى از خاندان بكر بن وائل ، غارت ، تاراج و پريشان ساختن دختران رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را كه مشاهده كرد ، با پريشان‌حالى به راه افتاد و خاندان خود را براى رها ساختن يادگارهاى نبوت از دست آن جفاكاران ، تشويق نموده گفت : « اى خاندان بكر بن وائل ! آيا دختران رسول خدا غارت شوند ! جز براى خدا حكمى نيست ، بايد براى رسول خدا انتقام گرفت . همسرش به سوى وى شتافت و او را به خيمهء خود بازگرداند . « 3 » ( 2 ) آن سپاه ، از هر سرشت انسانى جدا شد و از هر دلسوزى و رحمتى ، تهى گشت ؛ زيرا افراد آن ، دختران رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را با ته چوبهاى نيزه‌هايشان مىزدند و آنان از ترس ، به يكديگر پناه مىبردند ، فاطمه دختر امام حسين عليه السّلام ، از شدت ضربه‌ها ، بيهوش بر زمين افتاد ، هنگامى كه به خود آمد ، عمه‌اش حضرت ام كلثوم را ديد كه در كنار وى مىگريست « 4 » . فاجعهء خاندان رسالت ، سنگ را به گريه مىاندازد و عواطف صخره‌ها را برمىانگيزد .
هامش
( 1 ) سير اعلام النبلاء 3 / 303 . ( 2 ) الصراط السوى فى مناقب آل النبى ، ص 90 . ( 3 ) اللهوف ، ص 180 ، مقرّم ، مقتل ، ص 301 . ( 4 ) مقرّم ، مقتل ، ص 300 - 301 .