شكافته مىشدند ، آن منظره در طول مدت زندگانى حضرت امام زين العابدين عليه السّلام پس از پدرش ، از ذهن آن حضرت دور نشد و پيوسته با اندوه و حسرت از آن ياد مىكرد و مىفرمود :
« به خدا ! هرگاه به عمّهها و خواهرانم نگاه مىكنم ، بغض مرا مىگيرد و فرار كردن آنان را در روز عاشورا از چادرى به چادر ديگر و از خيمهاى به خيمهاى ديگر به ياد مىآورم ، در حالى كه منادى آن قوم فرياد مىكشيد :
خانههاى ظالمان را به آتش كشيد » .
( 1 )
غارت نمودن پيكر امام عليه السّلام
سپاه ابن سعد ، زشتترين گناهان و فجيعترين جنايات را مرتكب شدند ، با سنگدلى به سوى جسد امام بزرگ ، شتافتند و به غارت كردن جنگافزار و جامههاى او پرداختند . شخصى از بنى نهشل ، شمشير آن حضرت را برد « 1 » كه شمشير حضرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به نام « ذو الفقار » بود « 2 » . « قيس بن اشعث » كه از فرماندهان سپاه بود ، حولهء آن حضرت را كه از خز بود ، برد كه بر او خرده گرفتند و « قيس القطيفه » ناميده شد .
( 2 ) « اسحاق بن حويه » نيز پيراهن حضرت را برد ، « اخنس بن مرشد » ، عمامهء او را « 3 » و « بحير » شلوارهايش را برد و آنها را پوشيد كه زمينگير و فلج
هامش
( 1 ) انساب الاشراف 3 / 409 .
( 2 ) تاريخ سياسى دول عربى 2 / 75 . و در حاشيهء آن آمده است كه اين شمشير را پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در روز بدر ، به غنيمت برد ( ابن هذيل ، حلية الفرسان و شعار الشجعان ، ص 15 ) . و ذو الفقار ناميده شد ؛ زيرا به ستون فقرات شبيه بود ( كنوز الفاطميين ، ص 54 ) ، اين شمشير در اختيار عباسيان قرار گرفت و پس از آن به فاطميان انتقال يافت ( المجالس ، خطى ) . انساب الأشراف 3 / 409 .
( 3 ) مقرم ، مقتل الحسين ، ص 284 .