بود . و شايد آنچه وارد شده ، اين باشد كه : « تا انتقام شما را بگيرم » و اين مطلب تحريف گشته باشد .
( 1 )
شهادت عبد اللّه فرزند امير المؤمنين عليه السّلام
« عبد اللّه بن امير المؤمنين عليه السّلام كه مادرش ام البنين بود ، به ميدان جهاد شتافت و با دشمنان به جنگ پرداخت ، در حالى كه رجز مىخواند :
شيخى على ذو الفخار الأطول * من هاشم الخير الكريم المفضل
هذا حسين بن النبى المرسل * عنه نحامى بالحسام المصقل
تفديه نفسى من اخ مبجل * يا رب فامنحنى ثواب المنزل « 1 »
« سرورم على است ، دارندهء افتخار و الا ، از بنى هاشم صاحب خير ارزنده و بخشنده » .
« اين حسين است فرزند نبىّ مرسل كه با شمشير صيقل شده از او حمايت مىكنيم » .
« جانم به فدايش باد كه چه برادر بزرگوارى است ! اى پروردگارم ! ثواب منزلت را به من عطا فرما » .
( 2 ) با اين رجز ، به پدرش امام امير المؤمنين عليه السّلام ، دروازهء شهر علم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و وصىّ آن حضرت ، افتخار نمود ؛ همچنانكه به برادرش امام حسين ، ريحانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله افتخار مىكند و اينكه دفاع از وى نه به انگيزهء برادرى و خويشاوندى ، بلكه بدين وسيله ، رضايت خداوند و سراى آخرت را مىطلبد .
( 3 ) آن جوانمرد همچنان با شدت مىجنگيد تا اينكه ستمكار گناهكار ، « هانى
هامش
( 1 ) الفتوح 5 / 205 .