( 1 ) وى به ميدان جنگ بازگشت و با شجاعت و پايدارى به جنگ پرداخت تا اينكه در دفاع از حق به شهادت رسيد « 1 » ، يادش با شكوه و جاودانه باد .
( 2 )
شهادت عمرو بن جناده
جوان برومند ، « عمرو بن جنادهء انصارى » كه جوانترين سرباز در اردوگاه حسين عليه السّلام بود ، به ميدان آمد . او به عقل و دين ، بر كسانى كه در اردوگاه ابن سعد بودند ، برترى داشت ، مورخان مىگويند : وى يازده سال عمر داشت و پدرش در نبرد شهيد شده بود ، هنگامى كه از امام اجازه خواست ، حضرت به وى اجازه نداد و فرمود : « اين جوان ، پدرش در حملهء نخست كشته شده و شايد مادرش رفتن او را خواستار نباشد » .
جوان ، به امام اصرار كرد و به آن حضرت گفت : « مادرم مرا چنين دستور داده است » .
( 3 ) امام ، او را اجازه داد ، آن نوجوان با اشتياق به سوى جنگ شتافت ، اندكى بيش نپاييد كه به شهادت رسيد و فرومايگان اهل كوفه ، سرش را از تن جدا كردند و به سوى خيمهگاه حضرت حسين عليه السّلام ، پرتاب نمودند . مادر بزرگوارش به سويش شتافت ، آن را گرفت و فراوان بوسه زد ، سپس خونش را پاك كرد و آن را به سوى فردى كه در نزديكى وى بود پرتاب كرد و او را بر زمين افكنده به سرعت به خيمهها بازگشت و چوب چادرى را برداشت و بر دشمنان خدا حمله برد ، در حالى كه اين رجز را مىخواند :
انا عجوز فى النساء ضعيفة * خاوية بالية نحيفة
هامش
( 1 ) مقرم ، مقتل ص 253 - 254 .