تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
باشد » . « پروردگارا ! من حسين را يارى مىكنم و از ابن سعد دورى گزيده و بيزارم » . وى چون قهرمانان جنگيد تا اينكه به شهادت رسيد « 1 » و بدين گونه زندگىاش ، در دفاع از دين خدا و يارى ريحانهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله پايان يافت . ( 1 )

شهادت دو جابرى

از درخشنده‌ترين ياران امام عليه السّلام دو جابرى بودند كه عبارتند از « سيف بن حارث بن سريع جابرى » و « مالك بن عبد بن سريع جابرى » . آنان دو برادر از جهت مادر و دو عموزادهء يكديگر بودند كه در پيشگاه ابا عبد اللّه حاضر شدند در حالى كه چشمانشان اشكبار بود ، امام به آنان فرمود : « چه چيزى شما را مىگرياند ، من اميدوارم كه تا ساعتى ديگر چشمانتان روشن باشد ؟ » . آن دو ، به سرعت گفتند : « خداوند ما را فداى تو سازد ! ما براى خود نمىگرييم ، بلكه بر تو مىگرييم ، مىبينيم كه تو را محاصره نموده‌اند ولى نمىتوانيم به نفع تو كارى انجام دهيم » . ( 2 ) دلهاى ياران امام ، سرشار از دوستى نمايان ، و اخلاص عميق نسبت به آن حضرت بود ، آنان تنها به وى مىانديشند و در درد و اندوه براى او مىسوختند . ( 3 ) آن دو جابرى ، قهرمانانه جنگيدند ، و در حالى كه شمشيرها و نيزه‌ها ، اندامهايشان را پاره‌پاره كرده بود ، در نزديكى امام به شهادت رسيدند . « 2 »
هامش
( 1 ) انساب الاشراف 3 / 405 . ( 2 ) طبرى ، تاريخ 5 / 442 - 443 ، ابن اثير ، تاريخ 3 / 392 .