( 1 )
شمر ، امام را به تمسخر مىگيرد
امام ، نماز مىخواند ، در حالى كه پليد ناپاك ، شمر بن ذى الجوشن « 1 » آن حضرت را زير نظر داشت و شنيد كه آن حضرت در نمازش اين كلام خداى تعالى را مىخواند :
« آنان كه كافر شدند ، گمان نكنند اينكه به آنان مهلت مىدهيم براى آنان خير است ، بلكه براى اين است كه بيشتر گناهكار شوند و عذابى خواركننده براى ايشان خواهد بود و خداوند مؤمنان را به آنچه شما بر آن هستيد نخواهد گذاشت تا اينكه پليد را از پاك ، جدا سازد » « 2 » .
شمر ، به تمسخر امام پرداخت و با صداى بلند سخن گفت .
( 2 )
رؤياى امام حسين عليه السّلام
امام حسين عليه السّلام پس از آنكه دردهاى جانكاه ، آن حضرت را فرسوده ساخت ، اندكى چشم بر هم نهاده به سرعت بيدار شد و روى به ياران و اهل بيتش كرده به آنان فرمود : « آيا مىدانيد كه در خواب خود چه ديدهام ؟ » .
- اى فرزند رسول خدا ! چه ديدهاى ؟
( 3 ) - سگهايى را ديدم كه بر من حملهور شدهاند و مرا پارهپاره مىكنند و در ميان آنها سگى سياه و سفيد است كه بيشتر بر من مىتاخت و گمان مىكنم آنكه به كشتنم مىپردازد ، مردى پيسى گرفته از اين قوم باشد . . .
هامش
( 1 ) در البداية و النهاية 8 / 178 آمده است : آنكه امام را زير نظر داشت ، ابو حرب سبيعى ، عبيد اللّه بن شمير است كه ياوهگويى بيهودهكار بود .
( 2 ) آل عمران آيه 178 .