اينها بعضى از عواملى بودند كه ابن مرجانه را واداشتند تا دستور دهد فرات اشغال شود و آب ، بر حضرت حسين و يارانش ممنوع گردد .
( 1 ) مورخان مىگويند : بستن آب به روى حضرت حسين ، سه روز پيش از شهادت آن حضرت ، صورت گرفت « 1 » ، از سختترين محنتهاى شديدى كه امام از آنها رنج برد ، مشاهدهء كودكان و بانوان رسالت بود كه از درد كشنده تشنگى مىناليدند ؛ كودكان فرياد مىزدند : آب ! آب ! . . .
كودكان ، قادر به مقاومت در برابر تشنگى نبودند وقتى به فرات نگاه مىكردند كه سرشار از آب بود و در آن هنگام فريادهايشان بيشتر مىشد . قلب امام به رحمت و دلسوزى نسبت به آن منظرهء هولناك ، به درد مىآمد ، لبان كودكان پژمرده شده و بدنهايشان از رمق افتاده و شير زنان شيرده خشك گرديده بود در حالى كه آن ستمگران از آب بهرهمند مىشدند .
( 2 ) « انور جندى » مىگويد :
و ذئاب الشرور تنعم بالماء * و اهل النبى من غير ماء
يا لظلم الأقدار يظمأ قلب الليث * و الليث موثق الاعضاء
و صغار الحسين يبكون فى الصحراء * يا رب اين غوث القضاء
« گرگان شرور از آب بهرهمند بودند در حالى كه خاندان پيامبر بدون آب به سر مىبردند » .
« اين چه ستمى است كه سرنوشتها دارند ، دل شير تشنگى مىكشد در حالى كه شير ، اندامهايى استوار دارد » .
« خردسالان حسين در صحرا مىگريستند ، اى پروردگار ! مددرسانى
هامش
( 1 ) مرآة الزمان فى تواريخ الاعيان ص 89 ، و انساب الاشراف 3 / 389 .