( 1 )
سان و رژهء نامى
فرزند مرجانه از همهء واحدهاى را كه براى جنگ با حضرت حسين عليه السّلام فرستاده بود ، سان ديد تا قدرت آنها و ميزان آمادگى ايشان براى شركت در نبرد را بررسى كند .
« طرماح » مىگويد : يك روز پيش از خارج شدنم از كوفه ، در خارج شهر ، جمعى از مردم را ديدم كه چشمانم جمعيتى بيشتر از آن را بر روى زمين نديده بود . در مورد آنان پرسيدم ، گفته شد آنان جمع شدهاند تا مورد بررسى قرار گيرند و سپس براى جنگ با حسين اعزام شوند « 1 » .
ابن زياد ، همهء قدرت نظامىاش را به جنگ فرستاده بود ؛ زيرا از پيشامدها و دگرگونى اوضاع بيمناك بود .
( 2 )
سخنان فرزند مرجانه
ابن زياد ستمگر ، دستور داد تا مردم در صحن مسجد اعظم فراهم آيند .
آنان نيز از ترس و بيم آن طاغوت ، همچون گوسفندان به شتاب آمدند به طورى كه مسجد از آنان پر شده بود . وى ميان آنها به سخن ايستاد و گفت : « اى مردم ! شما خاندان ابو سفيان را آزموديد و آنها را آنگونه كه دوست داشتيد ، يافتيد . اين امير مؤمنان يزيد است كه شما او را به سيرت نيكو و روش پسنديده شناختهايد ؛ نسبت به رعيت نيكوكار است و پاداش را به حق مىدهد و در روزگار وى ، راهها امن گرديده همچنانكه پدرش معاويه در روزگار خود بود ، اين پسرش يزيد ،
هامش
( 1 ) طبرى ، تاريخ 5 / 406 .