دوست نمىداشت ، لذا به طور ساختگى خود را به مريضى زد ، ولى اين امر بر ابن زياد پنهان نبود ، به وى پيغام داد كه فرستادهام مرا از تمارض تو باخبر ساخته است ، من مىترسم كه تو از كسانى باشى كه هرگاه با مؤمنان روبهرو شوند ، مىگويند ايمان آورديم و وقتى كه با شيطانهاى خود خلوت مىكنند ، مىگويند ما همراه شما هستيم و ( مسلمانان را ) استهزا مىنماييم ، پس اگر در طاعت ما باشى به سرعت به سوى ما بشتاب . شبث ، شبهنگام نزد وى رفت تا به صورتش - كه اثرى از بيمارى بر آن نبود - ننگرد ، وى به درخواست ابن زياد پاسخ مثبت داد كه براى جنگ با حضرت حسين عليه السّلام خارج شود و فرماندهى بعضى از لشكرها را بر عهده گيرد .
( 1 )
بسيج عمومى
ابن زياد ، دستورهاى مؤكدى براى وادار نمودن مردم كوفه به جنگ و مجبور ساختن آنان براى وارد شدن به نبرد با امام ، صادر كرد . وى ، پيش از آنكه در نخيله اردو بزند ، فرمانى را صادر كرد كه در آن آمده بود : « هيچ كس از سرشناسان ، بزرگان ، بازرگانان و ساكنان باقى نماند مگر اينكه خارج شود و همراه من به اردوگاه بپيوندند ، هر كس را پس از امروز ، بيابيم كه از اردوگاه ما تخلف نموده باشد ، هيچ عهد و حمايتى براى وى نخواهد بود » « 1 » .
( 2 ) وى دستور داد تا اين مطلب ميان مردم پخش شود و به « كثير بن شهاب حارثى » ، « محمد بن اشعث » ، « قعقاع بن سويد بن عبد الرحمن منقرى » و « اسماء بن خارجه فزارى » ، دستور داد تا در ميان مردم حركت كنند و آنها را به اطاعت
هامش
( 1 ) انساب الاشراف 3 / 387 .