تشويق نمايند و از مخالفت برحذر دارند و آنان را از عاقبت كار بترسانند . آنان نيز در كوفه به حركت پرداختند و آنچه را دستور داده بود ، پخش كردند ، سپس در نخيله به وى پيوستند مگر « كثير بن شهاب » كه در كوفه باقى ماند تا مردم را از يارى رساندن به امام بازدارد و ترس و وحشت را در ميان كسانى كه به سوى جنگ نرفته بودند ، منتشر سازد « 1 » ، مأموران پليس ، مردى از طايفهء همدان را دستگير نمودند كه براى مطالبهء ارث خود به كوفه آمده بود و او را نزد ابن زياد بردند ، او دستور قتل وى را صادر نمود كه با مشاهدهء اين امر ، مردم به سوى جنگ شتافتند تا آنجا كه در كوفه فرد بالغى باقى نماند كه به سوى اردوگاه نخيله خارج نشده باشد « 2 » .
( 1 ) اين سياست ، خواست ابن زياد را در واداشتن مردم به جنگ با امام حسين عليه السّلام محقق ساخت و اين در حالى بود كه وى بر اوضاع كاملا مسلط بود و براى هيچ كس آزادى و اختيارى را باقى نگذاشته بود .
( 2 )
نظارت شديد بر كوفه
ابن زياد ، نظارت بسيار شديدى بر كوفه اعمال نمود تا مبادا از آنجا كسى براى يارى امام عليه السّلام خارج شود . وى جاسوسان و خبرگزارانى را برگماشت و نوعى حكومت نظامى بسيار شديدى را برقرار كرد و هرگاه كسى متهم به كارى بر ضد سياست دولت مىشد ، دستگير مىگرديد و بىدرنگ و بىرحمانه به سوى اعدام يا زندان روانه مىشد .
( 3 ) « عبد اللّه بن يسار » مردم را به يارى امام تشويق مىنمود و از كمك به خاندان اموى بازمىداشت . ابن زياد مطلع شد و دستور داد تا او را دستگير
هامش
( 1 - 2 ) انساب الاشراف 3 / 387 .