( 1 )
لشكركشى معاويه به سوى صفّين
معاويه دانست كه چارهاى جز جنگ ندارد ؛ زيرا امام در دين خود ، نه ظاهرسازى مىكرد و نه دست به سازش مىزد ، بنابراين ، او را در حكومت بر شام باقى نمىگذاشت و هيچ منصبى از مناصب دولت را به او نمىسپرد ، بلكه او را از همهء دستگاههاى حكومتى دور مىكرد ؛ چون از كجنهاديش در امر دين ، با خبر بود .
( 2 ) معاويه ، همراه با گروههاى بزرگى از اهل شام حركت كرد و پيشقراولان را پيشاپيش خود فرستاد ، در حالى كه ياران خود را در بهترين موضع و نزديكترين محل به شريعهء فرات قرار داد و فرات را اشغال نمود و اين امر را نخستين پيروزى خود به شمار آورد ؛ زيرا دشمن خود را از آب محروم ساخت . و لشكريانش در آنجا مستقر مانده ، دست به تهيهء مقدمات زده و نيروهاى خود را براى آمادگى جهت جنگ ، منظم مىساختند .
( 3 )
حركت امام عليه السّلام براى جنگ
امام براى جنگ آماده شد و خطيبان ، در كوفه ، به تشويق مردم به جهاد پرداختند و آنها را براى مبارزه با معاويه تحريك مىكردند ، پس از آنكه در جنگ جمل آن پيروزى بزرگ را به دست آورده بودند .
امام حسين عليه السّلام در ميان مردم خطابهاى عظيم و انگيزنده ايراد فرمود كه در آن ، پس از حمد و ثناى پروردگار ، چنين گفت :
« اى مردم كوفه ! شما عزيزان ارجمند و نزديكترين ياران هستيد ، در خاموش كردن آنچه ميان شما به وجود آمده و آسان كردن آنچه بر شما سخت