وى اين بوده : « من قاتلنا قاتلناه ؛ هر كس با ما قتال كند ، با وى قتال مىكنيم » « 1 » .
( 1 )
پرخورى
مورخان مىگويند : وى بسيار پرخور بوده و در هر روز ، پنج وعده غذا مىخورد كه آخرين آن يك شقه قاطر بود و پس از اينكه غذا خوردنش تمام مىشد ، بزغاله و يا بزى يكساله در برابرش مىگذاشتند كه به تنهايى آن را مىخورد « 2 » ، همين گونه در مباشرت زنان نيز اسراف مىورزيد به طورى كه در شب ورودش به كوفه با « ام نافع » دختر « عمارة بن عقبة بن ابى معيط » ، همبستر شد « 3 » .
اينها برخى از صفات جسمانى او بودند .
( 2 )
حكومت ابن مرجانه بر بصره
معاويه ، حكومت بصره را به وى داد و او را بر امور مسلمين ولايت بخشيد در حالى كه وى در عنفوان جوانى و غرور و خودسرى بود . وى بصره را با همان شيوهاى اداره كرد كه پدرش عمل مىنمود ؛ زيرا با گمان و تهمت ، مىكشت و بىگناه را به گناهكار و روىآورنده را به گناه روى برگردانده مىگرفت ، معاويه بر وى اعتماد كرد و از شيوهاش خشنود شد و ولايت كوفه را به نام وى نوشت ، اما پيش از آنكه اين فرمان را براى وى بفرستد ، هلاك شد .
هامش
( 1 ) البداية و النهاية 8 / 284 .
( 2 ) نهاية الارب 3 / 343 .
( 3 ) مرآة الزمان ، ص 285 .