خداوند او را از بهشت ، محروم سازد « 1 » » .
اينها برخى از حالتها و صفتهاى نفسانى وى بود . اما صفت بدنى وى ، برخى از آنها بدين قرارند .
( 1 )
لكنت زبان
آن ستمگر در خانهء مادرش مرجانه پرورش يافت كه عرب نبود و لكنت وى را گرفت و زبان عربى را نمىفهميد ؛ مثلا به عدهاى گفت : « شمشيرهايتان را باز كنيد » ، مقصود وى اين بود كه شمشيرهايتان را بكشيد ، « يزيد بن مفرغ » در بدگويى از وى به اين مطلب اشاره مىكند و مىگويد :
و يوم فتحت سيفك من بعيد * اضعت و كل امرك للضياع
« روزى كه شمشيرت را از دور باز كردى ، تباه ساختى كه همهء كارهايت تبهكارى بوده است » .
ميان وى و سويد ، گفتگويى در گرفت ، پس عبيد اللّه به سويد گفت : « بر مقعد زمين بنشين » .
سويد او را به مسخره گرفت و گفت : « فكر نمىكردم زمين ، مقعدى داشته باشد » « 2 » .
( 2 ) وى ، « حاء » را تلفظ نمىكرد ، لذا به هانى گفت : « آيا تو امروز هرورى هستى » و مقصود او حرورى [ از خوارج ] بوده است . او ، « عين » را به « همزه » و « قاف » را به « كاف » تبديل مىكرد ، روى گفته بود : « من كاتلنا كاتلناه » ، مقصود
هامش
( 1 ) مسلم ، صحيح 1 / 125 ، ح 142 .
( 2 ) البيان و التبيين 1 / 73 .