3 - بذل مال به بزرگان و اشراف ، به طورى كه آنان ، نزد وى به صورت عمّالى در آمدند كه به هر جا مىخواست ، فرمانشان مىداد ، آنان عشاير را پراكنده ساختند و سپاه مسلم را شكست دادند .
4 - به كار بردن حيله در مورد هانى و دستگيرى وى كه بزرگترين شخصيت منطقه بود و بدين وسيله مهمترين عناصر فعّال انقلاب را از بين برد .
( 1 ) اينها برخى از برنامههاى هولناكى است كه آن ستمگر به وسيلهء آنها توانست بر وضعيّت مسلّط شود و انقلاب را نابود سازد و پادگان كوفه را به جنگ ريحانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بكشاند .
( 2 )
مسلم بن عقيل
اما « مسلم بن عقيل » ، از پرچمهاى تقوا در اسلام و در دين خود بسيار محتاط و پرهيزگار بود و در رفتار خود ، به هيچ وجه دست به كجروى نمىزد و هيچ وسيله از وسايل مكر و نيرنگ را به كار نمىگرفت هر چند پيروزى سياسى بر آن متوقف باشد . در اين مورد همچون عمويش ، امير المؤمنين عليه السّلام عمل مىكرد ، علاوه بر اينكه وى به عنوان والى مطلق به كوفه فرستاده نشده بود تا هر گونه كه بخواهد عمل كند ، بلكه مأموريتش محدود بود و آن گرفتن بيعت براى امام و مطلع شدن بر حقيقت اوضاع كوفيان بوده كه اگر آنها را فراهم ببيند ، به امام حسين عليه السّلام براى آمدن به سوى آنان ، گزارش كند و به چيزى غير از آن ، مأمور نبود ، كه در مباحث قبلى در اين زمينه به تفصيل ، سخن گفتهايم .
در اينجا سخن ما در مورد « ناكام ماندن قيام مسلم » كه سرآغازى بر فاجعهء كربلا و شروعى براى دردهاى عميق آن بود ، به پايان مىرسد . همچنين در اينجا بخش دوّم كتاب نيز به پايان مىآيد .