بوده است : « به حسين بن على از شيعيانش و از مسلمين ، اما بعد : پيش آى و بشتاب كه مردم منتظر تو هستند و نظرى جز تو ندارند « 1 » پس بشتاب بشتاب و السلام » « 2 » .
( 1 ) اين نامه را « قيس بن مسهر صيداوى » از بنى اسد و عبد الرحمن بن عبد اللّه ارحبى و عمارة بن عبد اللّه سلولى ، تحويل گرفتند . و نيز حدود پنجاه نامهء ديگر از يك نفر ، دو نفر ، سه نفر و چهار نفر « 3 » به همراه خود بردند كه امام را به شتاب در حركت به سوى آنان تشويق مىكردند و خوشامدگويى به آن حضرت و اظهار پشتيبانى كامل از ايشان را بيان مىنمودند .
( 2 ) 3 - اين نامه را گروهى از فرصتطلبان فرستادند كه ايمانى به خداوند نداشتند و عبارت بودند از : « شبث بن ربعى يربوعى ، محمد بن عمر تميمى ، حجار بن ابجر عجلى ، يزيد بن حارث شيبانى ، عزرة بن قيس احمسى و عمرو بن حجاج زبيدى » كه متن آن چنين بوده است :
« اما بعد : سرزمينها سبز و خرم گشته و ميوهها رسيده و چاهها پر گشته است ، پس پيش به سوى سربازانى كه براى تو مهيّا شدهاند و السلام عليك . . . » « 4 » .
( 3 ) اين نامه از گسترش اميد و شادابى زندگى و آمادگى نظامى منطقه براى گرفتن حق امام و ستيز با دشمنانش حكايت داشت و كسانى آن را امضا كرده بودند كه فرزند مرجانه ، آنها را در طليعهء نيروها براى جنگ با امام فرستاد
هامش
( 1 ) در تاريخ يعقوبى 2 / 241 - 242 آمده است كه : « و امامى جز تو ندارند » .
( 2 ) الارشاد ، ص 2 / 38 .
( 3 ) انساب الاشراف 3 / 370 .
( 4 ) انساب الاشراف ، 3 / 370 مطالب السئول فى مناقب آل الرسول 2 / 31 - 32 .