آن بدن پاك ، فرو برد .
كوفه ، منتظر حسين بود تا خانوادهاش را به جاى اينكه مورد حمايت قرار دهد ، به اسارت برد و كودكانش را به جاى پناه دادن ، آشفته و پريشان حال سازد « 1 » .
سرنوشت چنين بود و امر خدا را بازگشتى نيست كه آن قوم بيعت با امام را شكستند و براى جنگ با آن حضرت ، يك صدا شدند .
مورخان مىگويند : امام ، پس از دريافت آن نامهها تصميم گرفت كه به خواست اهل كوفه ، پاسخ مثبت دهد و نمايندهء بزرگوارش ، « مسلم بن عقيل » را به سوى آنان اعزام فرمايد .
هامش
( 1 ) مع الحسين فى نهضته ، ص 157 .