« شام را مىبينم كه حكومت عراق را دوست ندارد و اهل عراق از ما بدشان مىآيد » .
« گفتند : على امام ماست و گفتيم ما به فرزند هند راضى شديم ، راضى شديم » .
( 1 ) شاعر عراق نيز اين طرز فكر حاكم نزد عراقيان را خطاب به اهل شام چنين بيان مىكند :
أتاكم على بأهل العراق * و أهل الحجاز فما تصنعونا
فان يكره القوم ملك العراق * فقدما رضينا الذي تكرهونا « 1 »
« على ، با اهل عراق و اهل حجاز به سوى شما آمده است ، پس چه خواهيد كرد » .
« اگر قوم شما حكومت عراق را دوست ندارند ، ما قبلا به آنچه شما نمىپسنديد ، راضى شدهايم » .
قيامهاى پىدرپى اهل عراق ، چيزى جز اظهار ناخشنودى نسبت به اهل شام و رهايى از حكومت امويان نبوده است .
( 2 ) 3 - سياست خطاكارانهاى كه معاويه در برابر زعماى شيعه به كار برد ، آنان كه مسائل سرنوشتساز مردم عراق و همهء ملتهاى اسلامى را پيگيرى مىنمودند قتل و شكنجه ، احساسات كوفيان را تكان داد و دلهايشان را پر از كينه نسبت به امويان ساخت ، همچنانكه ناسزاگويى به حضرت امام على عليه السّلام ، بر روى منابر ، دشمنى آنان را نسبت به امويان فزونى بخشيد و شعلهء مخالفت را در جانهايشان برافروخته كرد .
( 3 ) 4 - امويان ، به اهل كوفه به عنوان جبههء مخالف حكومت آنان
هامش
( 1 ) الاخبار الطوال ، ص 161 .