خود مىكشيد ، مردم به دور او حلقه زدند تا جانهاى خود را از آب گواراى علومش كه ادامهء علوم جدش ، پرتو افكنده علم و نور در زمين بود ، سيراب كنند .
( 1 )
توجه حاجيان و زايران عمره به حضرت حسين عليه السّلام
كسانى كه براى حج و عمره از ساير مناطق به بيت اللّه مىآمدند ، نزد آن حضرت به رفت و آمد پرداختند « 1 » و ديگران را به سوى او فرا مىخواندند و برگرد وجودش مىگشتند ، اين يكى از او علم و حديث مىخواست و آن ديگرى از او حكمتهاى سودمند و سخنان جامع فرا مىگرفت تا با انوار آنها در تاريكيهاى زندگى هدايت شود « 2 » . امام ، ثانيهاى از وقت خود را رها نمىكرد كه بدون نشر بينش و آگاهى اجتماعى بگذرد ، آن حضرت ، مردم را به بيدارى و بر حذر بودن از سياست اموى فرا مىخواند كه هدفش ، به بردگى كشيدن مسلمين و خوار نمودن آنان بوده است .
( 2 )
اضطراب فرزند زبير
« فرزند زبير » براى فرار از بيعت با يزيد ، در مكّه پناهنده شده بود و رفت و آمد مردم نزد امام حسين عليه السّلام اتفاق آنان در تعظيم و گراميداشت آن حضرت و بىميلى و دور شدن مردم از وى ، بر او گران آمد ، زيرا وى داراى صفتى دوستداشتنى و يا سرشتى كريمانه ، نبوده است .
« زيد بن على جذعانى » مىگويد : « در او صفتهايى بود كه خلافت با وجود
هامش
( 1 ) ابن صباغ ، الفصول المهمّة ، 183 ، وسيلة المآل فى عد مناقب الآل ، 185 .
( 2 ) نهضة الحسين عليه السّلام ، ص 57 .