آنها برايش شايسته نبود ؛ زيرا وى مردى بخيل بود و كمتر به پذيرايى از ميهمانان مىپرداخت ، بدخو و حسود بود ، محمد بن حنفيه را اخراج كرد و عبد اللّه بن عباس را به طائف تبعيد نمود » « 1 » .
( 1 ) از نشانههاى ذاتى وى ، پستى و بخل بود . شاعر دربارهء او گفته است :
رايت ابا بكر و ربك غالب * على امره يبغى الخلافة بالتمر « 2 »
« سوگند به پروردگارت فرزند زبير را ديدم كه تلاش مىكرد و مىخواست خلافت را با خرما به دست آورد » .
( 2 ) مردم در روزگار حكومت كوتاهش از گرسنگى و محروميت رنج بردند و موالى كه در يارىاش فراوان كوشيدند ، به انواع سختيها دچار گشتند كه شاعر آنان نوميدى خود در يارى رساندن به وى را چنين بيان مىكند :
ان الموالى امست و هى عاتبة * على الخليفة تشكو الجوع و السغبا
ما ذا علينا و ما ذا كان يرزؤنا * اى الملوك على من حولنا غلبا « 3 »
« موالى ، از خليفه گلهمند شدند و از گرسنگى و بىغذايى شكايت دارند » .
« بر ما چه بود و چه چيزى ناراحتمان مىكرد كه كدام پادشاه در اطراف ما بر ديگرى غالب شود » .
( 3 ) پسر زبير ، براى شكار سادهلوحان و فريب دادن كمخردان ، زهد و پارسايى و درويش صفتى را تظاهر مىكرد چنانچه امام امير المؤمنين عليه السّلام او را چنين توصيف مىنمايد : « تلهء دين را براى شكار دنيا به كار مىگيرد » « 4 » .
مسلّم است كه وى در خروج بر ضد حكومت بنى اميّه ، براى خدا عمل
هامش
( 1 ) فوات الوفيات 2 / 173 .
( 2 ) ابن قتيبة ، المعارف ، ص 225 .
( 3 ) مروج الذهب 3 / 75 .
( 4 ) شرح نهج البلاغه 7 / 48 .